An Original Girl
!? Did you Forget that I was even Alive
با خودم گفتم : اصلا من امروز چی کار کردم ؟! ... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ داشت برنامه ریزی می کرد ... واسه فردا , ده ها ماه دیگه , واسه سال های بعد و روزهای نامعلوم ... از جلوم رد شد , بهش سلام کردم , دستاش پر از ورق بود , یه عالمه برنامه ریزی و محاسبه ... واسه دورانی که حتی " نمیدونه زندس یا نه ؟! " ... چند قدم جلوتر , یه ماشین محکم بهش خورد , و من , تمام ورق هاشو می دیدم , که تو هوا پخش شده بودند ... By Mb اینجا کلمه ای به نام بی طرف وجود نداره ... ! ! Je suis une fille avec plein d'etoiles dans la poche من , یه دخترم , با یه عالمه ستاره توی جیب ! By Mb _______________________ یه بسته چیبس , یه کیف سنگین که انگار 2 تا فیل که سوار اتوبوس شده باشن توش جا داده ... , یه عالمه زمزمه , یه سری حرف تکراری که هر قدمی که برمی دارم بلند می شه ... , یه عالمه ادم های جو گیر و این من ... که بعضی وقتا از این که تو "باغ" نباشم , لذت می برم ... ! ... By Mb _________________________________ لزومی نداره که ادم همیشه واقعیت رو بگه ... دنیای واقعی درد داره , نه ؟ ... وقتی یه اتفاقی افتاده , به جای این که دنباله مقصر بگردی , فکر کن و حلش کن ... By Mb پس در این صورت می تونم با کمال جدیت بگم که ... "ع.ش.ق. " تنها مزخرفه ... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اونم میشینه و از غم هاش میگه ... غم هایی که فکر کنه خیلی قشنگه ! سکوت , بعضی وقتا نشانه ی نارضایتی است ... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ رد شو ... ! ... By Mb آدما بعضی وقتا تا یه حدی اعصاب خورد کن میشن که ... حوصله هیچ آدمی رو ندارم ... واسه یه دروغ هزار تا دیگه مجبوریم بگیم تا اولی لو نره ... من اولی رو لو دادم ولی باقیماندهها رو شونم سنگینی میکنه ... ! واییییی چه قدر خوشحالممممم ... همه چی به خوبی پیش میره ... دارم پرواز می کنم ... من خوشحالم ببین !؟ تا به حال حسود نشدم ! چه حسیه ؟ ... D: ... By Mb من گفتم بذار کمکت کنم اما تو اونقدر اعتماد کرده بودی که گفتی ... غرق ؟ آب ؟ من ؟ چی ؟! و تو به اعماق آب رسیدی و من گفتم بذار کمکت کنم اما تو تو خیال غرق نشدن , داشتی مسخرم میکردی ... اما من آب رو دیدم من صدای پلوپ پلوپ حرف زدنتو تو آب شنیدم ... اما تو ... غرق شدی و حالا ... من دیگه قصه ندارم که بگم ... تموم شد ... و حتئ لذت دست پا زدنت و کمک خواستنت رو نشنیدم ... و تو غرق شدی ولی هنوزم میگی ... پلوپ پلوپ ... من غرق نشدم ... ! .... By Mb ................................... داشتم به اون جمله فکر می کردمو از خنده میمردم این روزا اینقدر می خندم تنهایی که اشکم در می اد ... راه میرفتم و اشکمو پاک میکردم و می گفتم : ههه هه هه ادمارو " ادمن " !!! بعضی وقتا منو از قیافتم , این جمله بیشتر می خندونه ... ! D: یه دختر خندان ... By Mb
| Design By : Night Skin |


